تبلیغات
شمیم یار - میعادگاه عاشقان و منتظران امام زمان (عج) - گل نرگس - مهدی موعود - مطالب شعر امام زمان
 

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

 

 
ویژه ها


گالری تصاویر

 


 

هدایای شمیم یار



 

سایر مطالب
صفحات وبلاگ
پایگاه های مذهبی
آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

  

رایحه شمیم یار در سایت شما

اول ضمیر غایب مفرد - حرف های دلتنگی با امام زمان , شعر امام زمان , مهدی صاحب زمان , عکس امام زمان , قطعات ادبی امام زمان ,

من گریه می ریزم به پای جاده ات، تا 
    
    آیینه كاری كرده باشم مقدمت را 
    
    اول ضمیر غائب مفرد كجایی؟ 
    
    ای پاسخ آدینه های پر معما 
    
   

 




ادامه مطلب
مناجات با امام زمان- عصر یك جمعه دلگیر - انتظار ظهور امام زمان , شعر امام زمان , مهدی صاحب زمان , مناسبت ها ,


عصر یک جمعه دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟چرا آب به گلدان نرسیده است؟چرا لحظهء باران نرسیده است؟ وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ،خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی...


عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس؟به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است زجنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم مگر این روز و شب رنگ شفق یافته در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم! که به جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت. نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت به فدای رخت ای ماه! بیا صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم توئی ،آجرک الله!عزیز دو جهان یوسف در چاه ،دلم سوخته از آه نفس های غریبت دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپرشده، همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی، به همان صحن و سرایی که شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت ببری تا بشوم کرب و بلایی، به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ،نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد، شب من روزن مهتاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق بیچارهء دلدادهء دلسوخته ارباب ندارد...تو کجایی؟ تو کجایی شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی...

گریه کن ،گریه وخون گریه کن آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای آن را و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم، و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است، به گستردگی ساحل نیل است، و این بحر طویل است وببخشید که این مخمل خون بر تن تبدار حروف است که این روضهء مکشوف لهوف است، عطش بر لب عطشان لغات است و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است، و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است ،ولی حیف که ارباب «قتبل العبرات» است، ولی حیف که ارباب«اسیر الکربات» است، ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنهء یار است و زنی محو تماشاست زبالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که «الشّمرُ ...»خدایا چه بگویم «که شکستند سبو را وبریدند ...» دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی، تو خودت کرب و بلایی، قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی ... تو کجایی...

نوشته شده توسط نرگس روز:چهارشنبه 12 آذر 1393  ساعت 08:34 ب.ظ  لینك ثابت | نظرات ()
 برچسب ها: مناجات با امام زمان ،
ناگهان بیا - انتظار ظهور امام زمان , عمومی , شعر امام زمان , قطعات ادبی امام زمان ,

ای رفته کم‌ کم از دل و جان ، ناگهان بیا

مثل خدا به یاد ستمدیدگان بیا

قصد من از حیات، تماشای چشم توست

ای جان فدای چشم تو؛ با قصد جان بیا

چشم حسود کور، سخن با کسی مگو

از من نشان بپرس ولی بی نشان بیا

ایمان خلق و صبر مرا امتحان مکن

بی آنکه دلبری کنی از این و آن بیا

قلب مرا هنوز به یغما نبرده‌ای

ای راهزن دوباره به این کاروان بیا


فاضل نظری


سجاده مندرس ما... - حرف های دلتنگی با امام زمان , انتظار ظهور امام زمان , شعر امام زمان , مهدی صاحب زمان , قطعات ادبی امام زمان ,

نفس های زمین به شماره افتاده است...

بوی رفتن می دهد نگاهش...

بیا...

تا اینجا روی دستهایم آوردمش...

جز خودت دیگر از کسی کاری بر نمی آید؛

سجاده مندرس ما...

زمین را می گویم...

در را هم که نگشایی اما من، این منه من شده... آنقدر اینجا می نشینم که از منیتم فقط خاکستری مانده باشد؛ 

به این امید که تو پشت دری...

حضورت مرا کافیست...

همین که حس کنم این زمین مسموم به نفس هایت متبرک می شود...

اما به علقه ام قسم مولا...

نه؟ 

به رأفتت قسم!حتی به اینکه گدای عشقت را پشت در نادیده بگیری فکر هم نمیکنم...

من اینجا منتظرم...چشم به راهی سخت است...

                    "کاش هیچکس نباشد نگهش بر راهی،دیده بر در بود و دلبر او دیر کند"...

اما فقط منتظرم...همچو افلیج مادر زاد روی صندلیه چرخدارم نشسته ام و در این جهان تاب می خورم دور خودم و هیچ کاری نمی کنم برای آمدنت...

فقط می گویم...

                                          " گرم یادآوری یا نه من از یادت نمی کاهم...ترا من چشم در راهم..."


پ ن : " دارم مدارا می کنم با مرگ...شاید تو برگردی و من باشم"

نوشته ی ثمر شمس


 

آخرین نشانه - انتظار ظهور امام زمان , حرف های دلتنگی با امام زمان , شعر امام زمان , عکس امام زمان ,
 تا میوزد ز باغ خدا، عطر آشنا  
گل میکند تمامی باغ خیال ما

میبارد از کرانه دل، عطر آفتاب  
سر میزند زمشرق آیینه، نور ناب
 
آوای عشق میرسد از هر کران های 
گلبانگ شوق و زمزمه عاشقانه ای
 
رقص نسیم و خنده مهتاب، دیدنیست 
شعر بهار از لب گلها، شنیدنیست
 
ما را به بزم آینه ها بار میدهند 
فرصت برای لحظه دیدار میدهند
 
ادامه مطلب
نوشته شده توسط نرگس روز:چهارشنبه 28 آبان 1393  ساعت 02:55 ب.ظ  لینك ثابت | نظرات ()
 برچسب ها: آخرین نشانه ، شعر انتظار ، پانتظار فرج ، شمیم یار ،
اینجا باران است . . . - حرف های دلتنگی با امام زمان , انتظار ظهور امام زمان , شعر امام زمان , مهدی صاحب زمان , عکس امام زمان , قطعات ادبی امام زمان ,

اینجا باران است  . . .

             و یادمان مرا زمهریر سختی در هم پیچیده !

از خاطرات دوری عطر تو می آید ؛

تو از آغاز من بوده ای . . .

                                                            دورترین خاطره باران خورده ام !

عطرت را به نسیم ها بزن، دلتنگم . . .

                   آی عشق ادرکنی !




پ ن : به رغم مدعیانی که منع عشق کنند / جمال چهره دوست حجت موجه ماست . . . العجل مولا


نوشته ی ثمر شمس



عاشورا - حرف های دلتنگی با امام زمان , عمومی , شعر امام زمان , مهدی صاحب زمان , مناسبت ها ,

زمین می چرخد و می چرخد و می چرخد و سرش گیج می رود و به این جای تقویم که می رسد، 

به عاشورا . . . آشوبم . . .

خون خون را می کِشد انگار . . .

تمام وجودم می شود اضطراب ! !

تمام سال انگار یک ظهر عاشورا کم دارد روزهایم . . .

به وقوع نزدیک می شویم . . . به واقعه . . .

به رفتن ها و نیامدن ها . . . به شیون ها . . .

به بغض های پا به ماه . . . به عموی عشق . . .

حسین ای آزادترین مرد جهان . . . وقوع ظهرت را دلتنگم . . . دیوانگی را . . .

.

.

.

و آی عشق ای منتقم منتظر، اندوه انبوه شده ات را جانم فدا . . .

 



آی عشق ادرکنی . . .

نوشته ی ثمر شمس


منتظر .... - مهدی صاحب زمان , شعر امام زمان , عمومی , دعا های امام زمان ,
گفتار خداوند است که فرموده

«چشم به راه باشید که من نیز همراه شما از چشم به راهان‏ام»

                                                                  و نیز

                                 «منتظر باشید که من نیز همراه شما از منتظرانم»




نوشته شده توسط نرگس روز:پنجشنبه 8 آبان 1393  ساعت 11:00 ب.ظ  لینك ثابت | نظرات ()
 برچسب ها: انتظار ، انتظار ظهور ، مهدی صاحب الزمان(عج) ، امام زمان(عج) ،