اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

 

 
ویژه ها


گالری تصاویر

 


 

هدایای شمیم یار



 

سایر مطالب
صفحات وبلاگ
پایگاه های مذهبی
آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

  

رایحه شمیم یار در سایت شما

می توانی، بیا . . . - حرف های دلتنگی با امام زمان , انتظار ظهور امام زمان , شعر امام زمان , مهدی صاحب زمان , عکس امام زمان , قطعات ادبی امام زمان ,
 مات و سرگردان در انتهای تلاشهایم ایستاده ام

درد می کند . . . خاطراتم، روزهایم . . . که بی تو گذشت . . .


          خیلی از این زخم ها را یادم نیست !


          انگار که وسط مهمترین لحظات زندگی ام خوابم برده باشد . . .


آهِ داغگذاری از نهادم !


      و سوختن های پیاپی . . . و این تاول هایی که لبخندم را زشت می کند . . .


                یادم نیست چقدر اما زیاد نرسیده ام؛ زیاد ! به تو . . .


                    و آری مات و سرگردان در انتهای تلاش هایم ایستاده ام


چشمانم سر می رود و حوصله ام خواب !


       اینجا آخر رفتن های بی انجام است؛


      فقط می توانم باشم، می توانی، بیا!


                                                                 دیگر هیچ کجا نخواهم رفت 


صندلی من کنار این راه طولانی سبز شده !


      آری فقط می توانم باشم، می توانی، بیا!


نوشته ثمر شمس

 

 


پ ن : آیت الله بهجت : اگر برای فرج امام زمان (ع) دعا می کنید نشانه آن است که هنوز ایمانتان پابرجاست . . .

پ ن : چشمم به راه آمدنت در تمام عمر، چون گوش روزه دار به الله اکبر است . . . ادرکنی مولا

 

نوشته شده توسط ثمر شمس روز:چهارشنبه 26 شهریور 1393  ساعت 10:15 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات ()
 برچسب ها: امام زمان ع ، حضرت مهدی عج ، انتظار ظهور ، انتظار ، منتظر ، گل نرگس ، هجران ،
توافق . . . - حرف های دلتنگی با امام زمان , شعر امام زمان , مهدی صاحب زمان , قطعات ادبی امام زمان ,

آی عشق و ای قاطع ترین توافق من با دنیا برای زیستن !

                                ای خود روشنایی و

                                               ای خود . . .

                                خود زیباترین ضمیر عاشقانه !

 و بی تردید ترین تصمیم عالم امکان . . . 

ساده و بی تلمیح بی اشاره بی کنایه تمنّا می کنم که . . .

                                             برگرد . . .


نویسنده : ثمر شمس




 پ ن : نه همین چشم به راه تو مسلمانانند، عالمى را نگران كرده اى از غیبت خویش . . .


نوشته شده توسط ثمر شمس روز:شنبه 22 شهریور 1393  ساعت 10:48 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات ()
 برچسب ها: حضرت مهدی عج ، انتظار فرج ، انتظار ، صاحب الزمان ، بقیه الله ، قائم عج ، مهدی ع ،
یاد ما هم باش - شعر امام زمان ,

اباصالح التماس دعا ، هرکجا هستی ، یاد ما هم باش

نجف رفتی ،کربلا رفتی ،کاظمین رفتی، یاد ما هم باش


مدینه رفتی به پابوس مادرت زهرا، یاد ما هم باش

به دیدار قبر مخفی از کوچه ها رفتی ، یاد ما هم باش


بغل کردی قبر زهرا را ،جای ما هم او را زیارت کن

به دیدار قبر مخفی از، کوچه ها رفتی، یاد ما هم باش


زیارت نامه که می خوانی ، در کنار آن ،تربت خاموش

به دیدار نینوا رفتی ، نینوا رفتی ، یاد ماهم باش


شب جمعه کربلا رفتی،یاد ما هم کن، چون زدی بوسه

کنار قبر ابوالفضل باصفا رفتی ، یاد ماهم باش


به جای ما هم زیارت کن، عمه ات را در، کنج ویرانه

برای بوسیدن آن دردانه ها رفتی ،یاد ما هم باش


بزن بوسه ،جای ما روی ، فرق عباس و ، اکبر و اصغر

سر قبرِ قاسم و قبر ،عمه ها رفتی ، یاد ما هم باش


نماز حاجت ، که می خوانی، از برای فرج ، مسجد کوفه

شدی محرم ، در مراسم حج ، یا منا رفتی ، یاد ما هم باش


دعا کردی ، از برای فرج ، التماس دعا ، یاد ما هم باش

به هر جا رفتی ، برو مهدی ، هرکجا رفتی ، یاد ما هم باش....

نوشته شده توسط نرگس روز:سه شنبه 12 دی 1391  ساعت 11:53 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات ()
 برچسب ها: یاد ما هم باش ، کجا هستی ، اباصالح ، التماس دعا ،
چقدر در پس پرده حضور پنهانی ؟ - حرف های دلتنگی با امام زمان , شعر امام زمان ,

کجاست آن بقیت خداوند که از عترت رهنما تهی نمی گردد؟


کجاست آن مهیای برانداختن نسل ستمگران؟

کجاست آن برگزیده ای که دین و شریعت را باز می گرداند؟

کجاست آن آرزوی برآمدنی که قرآن و حدود را زنده می کند؟

ای سردار سر افراز

ذوالفقار علی برگیر و آماده باش تا قامت راست ستمگران را دو تا کنی.

ای قهرمان دوران!

دردمندان منتظرند تا بیایی و آنچه کژی و نابسامانی است از بن بکنی.

ای امید امیدواران!

ستمدیگان و دردمندان دیده به راهند تا بیایی و بنیاد ستم بر اندازی.

ای گنج نهان!

چهره بگشای و آیین خدا را با دم مسیحایی خویش جانی دوباره ببخش.

ای سپهسالار اسلام!

که خداوند تو را برای سربلندی امت و شریعت برگزیده است

پای در رکاب کن.

ای ترجمان قرآن!

که پیروان قرآن در آرزوی ظهور تو روز شماری میکنند

قرآن را دریاب.

.....و ای احیا گر دین!

دین را زنده کن

وای امید عاشقان و منتظران بیا...

بیا و..

اماما!

تا نیایى، دریاى زندگیمان از اسارت تـوفان رها نمى شـود.

بیا که زورقهاى شکسته مان را بادبانـى و ما بـى صاحبـان را صاحب!

بیـا که هـر دردى را درمـانـى و دردمندان را طبیب!

رواق منظر چشم من آشیانه توست

                                         کـرم نمـا و فـرودآ که جهان در انتظار توست


به شدت اقدام وحشیگرانه ی سوزاندن

قران کریم را محکوم کرده و با کمال برائت

شکایت خود را نزد خدا و امام زمان (عج)

عرضه می داریم




در امتداد خزان ، روزها زمستانی

و در غیاب شما ، آفتاب زندانی

جسارت است ولی یک سوال می پرسم

چقدر در پس پرده حضور پنهانی ؟

ببین برای شما جمعه ندبه می خوانند

نوادگان زمین خسته از پریشانی

چه وقت میرسد آقا نگاهتان باشد

برای شب زدگان آیت غزل خوانی ؟

چرا نمی رسی ای منتقم ببین امروز

به نیزه ها شده قرآن به دست شیطانی

دوباره پنجره ها ، زل زدن به غربت شهر

در انتظار شما ای طلوع پایانی

شعر : علی سلیمانی


 "بیا مهدی شب هجران سحر کن"



نوشته شده توسط نرگس روز:چهارشنبه 24 شهریور 1389  ساعت 01:02 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات ()
 برچسب ها: قرآن ناطق ، هتک حرمت به قرآن ، بی احترامی به قرآن ،
بهار عشق شکوفا نمی شود بی تو - شعر امام زمان ,

بهار عشق شکوفا نمی شود بی تو

بیا که غنچه ی دل وا نمیشود بی تو

بر آی از افق ای آفتاب صبح امید

که شب رسیده و فردا نمی شود بی تو

هزار چشمه جوشان به دشتها جاریست
یکی روانه ی دریا نمی شود بی تو

ز سرد مهری شبهای هجر دلتنگم

بیا که عقده ی دل وا نمی شود بی تو

بیا،بیا گره از کار عاشقان بگشای
که عشق و عاطفه معنا نمی شود بی تو

 

به امید تقارن بهار طبیعت

با ظهور بهار دلها

حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه

اللهم عجل لولیک الفرج

 

نوشته شده توسط نرگس روز:چهارشنبه 18 فروردین 1389  ساعت 07:33 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات ()
ای خدا کاش شود سال نوام عید فرج - شعر امام زمان ,

روزها نو نشده کهنه تر از دیروز است

گر کند یوسف زهرا نظری نوروز است

لحظه ها در تپش تاب و تب آمدنش

آسمان چشم به راه قدمش هر روز است

ای خدا کاش شود سال نوام عید فرج

که نگاهم نگران منتظر آن روز است

***

زمان در تب نـوروز و نـگارم نرسیدست

جـهان محـو بهـارست و بهارم نرسیدست

سراسر همه گل روید از این خاک، ولیکن

بـه گلزار دلـم زهـره عـذارم نرسیدست

چه فرقی بکند کین شب عیدست، و یا روز

الا ای دل مـن لــیل و نـهارم نرسیدست

بپوشان رخ خود ای تو سـروش مه رنگین

کـه آن یــار مسیـحا به کنارم نرسیدست

تو ای باد بهاری مـده جولان به گلستان

روا نیست که خـوش نفحه سوارم نرسیدست

به ظاهر لب خندان و به باطن دل گریان

سُرورم همه بـاطل چو که یـارم نرسیدست

ز غم در تب و تابم ، و سوالم ز خود اینست

که سرخوش ز چه باشم چو قرارم نرسیدست

شدم شهره ی شهرم به دو چشمانِ سپیدم

بـه مرهـم ز نگـاهش، دل زارم نرسیدست

خـدایا مپسـندم دم مـرگی که قریبست

بگـویم بـه تـو حتـی به مزارم نرسیدست

بدان ««منتظرا»» مستی عشاق حرام است

درین لحظه که آن بـاده گسارم نرسیدست

شاعر : علیرضا قنادی

نوشته شده توسط نرگس روز:چهارشنبه 18 فروردین 1389  ساعت 07:23 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات ()
کجاست خانه دورت ؟ - شعر امام زمان ,

 

بار دگر هزار و سیصد و هشتاد و هشت


پرید پلک و کسی ضربه ای نزد بر در


و انتظار سکوتی که باز هم نشکست

 

حکایتی است که هر جمعه خوانده ایم از سر


دوباره هفته ی من هفت خوان تنهائی است


دوباره قصه ی تلخی که گشته ایم از بر


چقدر بین من و تو .... چقدر فاصله است


تو شرق نابی و ما مغربیم و مغرب تر


تو مثل ابر بهاری ، بهار تشنه ی توست


حریق تشنگی اش را شبی ببار و ببر


نیامدی و بهار از کنار خانه گذشت


و قلب باغچه لرزید و غنچه شد پرپر


چه سال نوری دوری ست سال آمدنت


کجای این شب مسدود می رسم به سحر


اگر تو باز نیایی منم که می آیم


کران کران همه آفاق را به پای خطر


دوباره از که بپرسم؟ مرا شناخته اند


قناری قفس و فالگیر پشت گذر


چه قدر فال گرفتم برای آمدنت


خلاصه ی همه یک شعر بود: شعر سفر


سفر حکایت تلخی ست بی تو تلخ تر است


کجاست خانه ی دورت؟ مرا به خانه ببر



 

نوشته شده توسط نرگس روز:جمعه 21 اسفند 1388  ساعت 02:06 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات ()
آقا بیا .... - شعر امام زمان ,

 

 

مجنون حریف غصه لیلا نمیشود

زخم فراق بی تومداوانمیشود

فالی زدم به حضرت حافظ بازگفت

بخت همیشه بسته ما وانمیشود

آب از سرم گذشت دراین موج بیکسی

ساحل حریف طعنه دریا نمیشود

دلخوش به هیئتم که شنیدم حضور تو

جز در هوای روضه سقا نمیشود

جان دو دست حضرت عباس جان مشک

آقا بیا که بخت دلم پا نمیشود

 

 

نوشته شده توسط نرگس روز:جمعه 16 بهمن 1388  ساعت 02:44 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات ()