سایت عاشقان و منتظران امام زمان عج الله مهدی موعود

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً


www.Shamim.mihanblog.com

سایت عاشقان و منتظران امام زمان عج الله
ویژه ها
گالری تصاویر
هدایای شمیم یار



 

سایر مطالب
صفحات وبلاگ
پایگاه های مذهبی
آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

  

رایحه شمیم یار در سایت شما

به راستی انتظار یعنی چه؟!! - وظایف منتظران امام زمان ,

به راستی انتظار یعنی چه؟!!www.miadgah.ir 
 انتظار را هم از نظر فرهنگی معنا كرده اند، هم از نظر نظامی. حضرت آیت الله جوادی آملی فرمودند: از نظر نظامی آن است که انسان خود را آماده دفاع از ولی خدا گرداند حتّی اگر شده با یک تیر! امّا از نظر فرهنگی، هم باید به احیای خود بپردازد و هم به احیای دیگران. خود را از گناهان پاک گرداند و از معاصی الهی دور نگه دارد و نیز کمک کند تا دیگران نیز با اهل بیت آشنا شوند و معارف الهی را دریابند.

بهترین انتظار آن است كه انسان قلب خود را در اختیار كسی قرار بدهد كه او به   اذن خدا آن را زیر و رو كند؛ انسان اگر متحول شد و منقلب شد، عالم را در كام خود شیوا و شیرین می بیند. چیزی برای او تلخ نیست. هیچ حادثه ای آن توان را ندارد كه قلب متحول شده را قبض كند!
 از وجود مبارك امام رضا (علیه و علی آبائه و ابنائه آلاف التحیه والثناء) رسیده است كه فرمودند: «رحم الله امرء حدث نفسه علینا و احیا امرنا؛ خداوند رحمت کند کسی را که نفسش را برای ما آماده می کند و امر ما را زنده می دارد.» یعنی در عصر غیبت منتظر ما باشد به این نحو كه خود را در محدوده امر ما منحصر كند و تنها امر ما را اطاعت کند و از قلمرو دستورات ما بیرون نرود و در یک کلام خودسازی کند.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط آرتمیس روز:شنبه 12 دی 1388  ساعت 12:25 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات ()
ای گنجینه آخرین! - شعر امام زمان ,

ای گنجینه آخرین!www.miadgah.ir

ای گنجینه آخرین!

دیری است که دعاهایمان »ندبه« شده است و هر صبح جمعه مشعل چشم های ما با زلال اشک روشن می شود. و من در کوچه های سرگردان »غیبت« تو را می جویم شاید مرا به میهمانی نگاهت بخوانی.
کویر وجودم در انتظار باران ظهور توست
و برکه کوچک هستی ام به نظاره دریای حضورت.
پیکر خسته به خاک نشسته ام را تنها تو و یاد تو به دیار قرار می رساند
آه، ای حضور! ای دریای نور!
دلم در کوچه پس کوچه های انتظار گرفته است، به دنبال روزنه ای، نسیمی، آوایی، نمی دانم، در پی کسی هستم.
کسی که سبد بلورین دعایم را پر از استجابت کند؛
و در طاقچه خاکستری وجودم برگ سبزی، گل سرخی
و شاید هم چکاوک خوشخوان و زیبایی به یادگار گذارد.
تو را در کوچه باغ های امید می جویم و در سجاده های بی ریا می بینم.
نام تو را و عکس آسمانی ات را در ماه جستجو می کردم و در لبهای نیایش و اشک های »ندبه« دیدم.
این تویی، با همه بزرگی ات،
در دل های کوچک کودکان، کودکان شهر با سینی هایی پر از شور و نیاز تا برای نیمه شعبان شمع روشن کنند. در دست های دخترکان، فرشته هایی که در جمکران به نماز می ایستند و در قنوت نیازهای کودکی آنها »دعای فرج« به سان حریر سبز در آسمان خیالشان موج می زند و به سوی تو می آید.
آنگاه شکوفه های صورتی امید بر این حریر سبز می بارد و به سوی آنان باز می گردد و شکوفه خنده بر لبان آنها می شکفد
امروز از آن توست و فرداها برای تو
ای آفتاب پنهان!
آدم (ع) آمد تا تو بمانی؛
نوحه نوح از هجران تو بود و کشتی او با دعای تو به ساحل سلامت رسید.
این نام تو بود که مناجات شبانه یونس (ع) در تاریکی دریا را به نور اجابت رساند.
تو زمزمه کودکانه یوسف (ع) در دل چاهی و بوی پیراهن یوسف ذره ای از عطر توست.
و موسی، اگر، تو را می دید ندای »اَرِنی« سر نمی داد تا شنوای پاسخ »لن ترانی« باشد.
تو همان دم مسیحایی عیسایی. تو روحِ هستی ای!
ای تو جانِ عالم! زمین از تو جان می گیرد.
تو آخرین مُهر حبیب خدایی، تو عصاره محمد(ص) و خلاصه علی ای.
کعبه برای علی شکافته شد تا تو، ای هسته هستی، زمین را بشکافی و در آن بذر قسط و عدل بیفشانی.
چه می گویم! چه می بینم!؟
امروز چشمان به انتظار نشسته ام بینا شده است.
رقص پروانه ها را، نسیم را و همخوانی گل ها و پرنده ها را چه زیبا می بینم و چه شیوا می شنوم!
امروز زبان هستی را، سرود درختان را و نجوای شاپرک ها را می فهمم.
امروز همه مولودی می خوانندو چه آهنگ خوشی از آن سوی دریا می آید از میان گردش موج ها.
همخوانی، همنوایی، همراهی:
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقیقی به چمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
ای فرشته نهان و ای همیشه جاودان!
تو خورشیدی. این منم پشت ابرها غایب.
تو دریایی و من در برکه تعلق ها اسیر.
تو آبیِ دریایی و من خاکستری خواب و در بند خاک.
تو روح هستی ها و من بر ساحل جسم قدم زنان به دنبال قطره ای حیات.
و من می دانم که:
تو تفسیر سوره »قدر«ی.
تو زاده سوره »روم«ی. مادرت، »ملیکه« روم، گرفتار نرگسِ چشمان تو بود که لباس اسارت به تن کرد.
ای آزادمرد، ای همه آزادی!
ما اسیر توایم، و به این اسارت عشق می ورزیم، ما گرفتار یک نگاه توایم.
آزادی ما در گرو این گرفتاری است، ما را به اسیری بپذیر و نگه دار که اسیر تو امیر است.
ای گنجینه آخرین!
محمد (ص) خاتم نبوت بود و تو »نگین سبز« این انگشتری.
خال گونه تو مرکز دایره عشق و هستی است و پیشانی ات به بلندای قله قداست الهی.
تو فرجام آفرینشی،
ای خوب، ای همیشه محبوب!

نوشته شده توسط آرتمیس روز:سه شنبه 29 بهمن 1387  ساعت 01:45 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات ()
السلام علیك ایها الامام المنتظر المهدی(عج) - شعر امام زمان ,

السلام علیك ایها الامام المنتظر المهدی(عج)www.miadgah.ir

اقای ثانیه ها!
ایا از سر زمین  یاس ها آمده ای كه عطر نفس هایت از فر سنگها جانمان را می نوازد؟!
یا از سر زمین آیینه ها امده ای كه صداقت در كلامت موج می زند...؟!چشمان پر گناه مریمت هرگز تو را ندید اما مریم با قلبش تور همیشه احساس میكند.
صاله زهرا!
از دل تنگی زیاد گفته ایم وزیاد شنیده ای اما مسئله این است ایا با ور كردنش برایت اسان است یا دشوار!
اقای لحظه های پرالتهاب من!
جهان در پشت میله های زندان(چه كنم)گرفتار است و زمین با همه ی وجود خود (ظهرالفساد فی البر و البحربما كسبت ایدی الناس)را احساس میكند.
مهربان تر از باران!
كودكان فقیری را كه در سرزمین های غنی غارت شده را بار ها دیده ام كه حتی به اندازه ی یك نفس كشیدن به آینده امیدی ندارند.
فرزنانی كه از درد لاغری وگرسنگی به سادگی می شود دندن های نازك انها را شمرد.
عزیزفاطمه!
من مادرانی را دیده ام كه فرزندان خود را در قنداقه ای پر از گلهای سرخ می پیچند ام به جای گهواره آنها را در گوری سرد می نهند وبه جای لالایی نشید زار می خوانند.
اقای پراز احساس!
من اوارگان پر از خاك ونیاز را كه با هزاران بیم وامید به سرزمین های همسایه می گریزند واز مرگ به سوی تحقیر میشتابند را بار ها دیده ام.
تنها ترین مرد خدا!
من عروسكهای بچه های همسایه(فلستین)كه چشمانش خون ودستهایش تیغ آتش است را كه می بینم از عروسك های مخمل خودم میترسم.
من تازه عروسان بیوه شده وعمریك روزهی نوزادانی را كه سالها در انتظارش بودند رامی فهمند.من چنگالهای بی رحم نامردان عالم كه بر  ج.انی جوانان ما چنك می اندازد را می بینم.
من قلمهایی كه تورا افسانه می خوانند را می دانم.
یاور افلاكی من!
انگار هنجرهی هنجارهی اسلام را غبار حرص وغفلت مسلمان ازار می دهد ومن هنوز هم متحیرم كه خدا چقدر صبور است!
شاهد دادگاه عدل!
بگذار تا اعتراف كنم كه اگر به اندازه ی جرعه ای عاشقت بودیم می آمدی.نیستیم كه نمی آیی...
حكومت عشق در مملكتی علم می شود كه مردمش عاشق باشند اری ما فقط عاشقی را شعار داد ه ایم و بس.
مهربانا!مگذار تسبیه نگاهمان از فرط جدایی دانه دانه شود...
 
اللهم بلغ مولانا امام الهادی المهدی (عج)


منبع:وبلاگ یا امام زمان

نوشته شده توسط آرتمیس روز:سه شنبه 29 بهمن 1387  ساعت 01:42 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات ()
ما منتظریم یا جاهل؟!! - وظایف منتظران امام زمان , مهدی صاحب زمان ,

www.miadgah.ir ما منتظریم یا جاهل؟!!

 وظیفه مردم و امت اسلامی در عصر غیبت چیست؟
 برای پاسخ به این پرسش بایستی امام را بشناسیم تا بدانیم چه وظایفی در قبال او بر عهده ماست! ما در مقالات پیشین بیانات حضرت آیت الله جوادی آملی به نقل از سایت کیهان (با تصرّف و تلخیص) را آوردیم و به این بحث پرداختیم و در شناخت یار غایب از نظر توضیحاتی را ارائه نمودیم. د رواقع این وظیفه بعد از آن معرفت فراهم می شود. ما از چیزی پاس می داریم كه او را بشناسیم. منتظر شیء یا شخصی هستیم كه او را بشناسیم.

فرق ما با دیگران این است كه ما به مهدی موجود موعود معتقدیم و گرنه كدام مسلمان غیرشیعه است كه به مهدی موعود معتقد نباشد! در پایان زمان و آخر الزمان انسان وارسته ای ظهور می كند، نام مباركش كذا لقب پربركتش مهدی، به اسم قیام ظهور می كند، این را غالب مسلمین معتقدند. اما خصیصه ما امامیه و اثنی عشریه این است که معتقدیم به مهدی موجود موعود (علیه و علی آبائه آلاف التحیه والثناء).

ادامه مطلب
نوشته شده توسط آرتمیس روز:جمعه 27 دی 1387  ساعت 02:02 ب.ظ  لینك ثابت | نظرات ()
امام زمان عجل الله فرجه در غزّه - مهدی صاحب زمان , معجزات امام زمان ,

امام زمان عجل الله فرجه در غزّه www.miadgah.ir

دلم گرفته بود و از خیانت سران عرب می‌سوخت و سوزش این آتش را می‌خواستم با لهیب فریاد آشکار سازم. بلندترین افشاگر این فریاد را قلم یافت. قلم در دستم آرام نداشت او نیز با پا که نه، بلکه با سر و از جوهر درون خود بر کاغذ تاریخ می‌دوید و می‌گریست و چه گریه‌ی تلخ و تاریک و سیاهی، گریه از ظلمت خیانت و سکوت.

اما می‌خواستم بگویم، کجایی آقا؟ ای امام زمان كه درود و سلام خدا بر تو و اجداد تو باد. آیا غزه را نمی‌بینی؟ کودکان در آغوش مادران به سوی پرنیان بهشت پر کشیده! پیران در محراب سجده خونین کرده، مبارزی که با مسلسل خویش قنوت گرفته و پزشکی که برای مجروحان داروی مقاومت و استقامت تجویز و تزریق می‌کند!

اما فکری غریب راهزن نجوا و شکوای حق شد. چه می‌گویی؟ در این شبها امام زمان در کربلاست و هر شب به زیارت قبر جد بزرگوارش می‌رود و می‌گرید و یا در بیابانها در انتظار است! او را با مردم غزه چه کار! آنها از پیروان و منتظران او نیستند.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط آرتمیس روز:جمعه 27 دی 1387  ساعت 01:44 ب.ظ  لینك ثابت | نظرات ()
ماجرای شگفت انگیز دختر قیصر روم (مادر امام زمان ع) - داستان و حکایت امام زمان , مهدی صاحب زمان ,

www.miadgah.irماجرای شگفت انگیز دختر قیصر روم (مادر امام زمان ع) شخصی به نام بشر بن سلیمان که از نسل ابی ایوب انصاری و از موالیان حضرت امام علی النقی و امام حسن عسکری ع و همسایه ایشان در سامرا بود، می گوید: «کافور خادم امام هادی ع به نزد من آمد و گفت: «مولای ما حضرت ابی الحسن علی بن محمدع ترا به نزد خود می خواند.»
پس نزد آن حضرت رفتم. چون نشستم آن حضرت فرمود: «ای بشر! تو از اولاد انص»
آری و این موالات و دوستی ما، مدام در میان شما بوده و این دوستی و محبت را از یکدیگر به میراث می برید.
شما مورد اعتماد ما اهل بیت هستید و من می خواهم به تو فضیلتی ببخشم که بوسیله آن پیشی بگیری بر شیعه در پیروی کردن آن فضیلت. ترا به رازی مطلع کرده و برای خریدن کنیزی می فرستم.»
سپس آن حضرت نامه ای به خط و زبان رومی نوشت و با انگشتر خود بر آن مهر زد و کیسه زردی بیرون آورد که آن 220 اشرفی بود. سپس فرمود: «این 220 اشرفی را بگیر و به بغداد برو و در صبحگاه در معبر فرات حاضر بشو. در آنجا وکلای عباسیان مشغول فروش بردگان هستند. تو پیش شخصی به نام عمر و بن یزید برده فروش برو. در آنجا باش تا او برای مشتریان کنیزکی که صفتش چنین و چنان است و دو جامه حریر محکم بافته در تن او می باشد ظاهر سازد.

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط آرتمیس روز:پنجشنبه 19 دی 1387  ساعت 09:39 ب.ظ  لینك ثابت | نظرات ()
وکیل حضرت صاحب الزمان (ع ) کیست؟ - مهدی صاحب زمان , داستان و حکایت امام زمان ,

www.miadgah.irوکیل حضرت صاحب الزمان (ع ) کیست؟

حسین بن علی معروف به علی بغدادی می گوید: زنی سوال کرد: وکیل حضرت صاحب الزمان ع کیست؟
پس بعضی از اهالی قم به او گفتند: «ابوالقاسم بن روح است.» و او را به آن زن معرفی کردند. پس آن زن نزد ابوالقاسم بن روح رفت و من نیز ان جناب بودم. آن زن گفت: ای شیخ! چه چیزی با من است؟»
شیخ ابوالقاسم فرمود: با تو هر چه هست آن را در دجله بینداز.
پس آن را به دجله انداخت و برگشت و نزد ابی القاسم بن روح آمد. ابوالقاسم به خادم خود فرمود: «آن کیسه را برای ما بیاور.»
پس کیسه ای به نزد او آورد. شیخ به آن زن گفت: ..

«این کیسه ای است که با تو بود و تو آن را در دجله انداختی؟» زن گفت: «آری»
شیخ فرمود: «به تو بگویم که چه چیزی در آن است یا اینکه تو خودت به من می گویی؟» زن گفت: تو بگو.
شیخ فرمود: در این کیسه، یک جفت دستبند طلا قرار دارد و یک حلقه بزرگ که در آن گوهری است و دو حلقه کوچک که در آنها نیز گوهری وجود دارد و دو انگشتر که یکی فیروزه و دیگری عقیق است.
پس آن کیسه را باز کرد و آنچه در آن بود را نشان داد و همانگونه بود که فرمود و هیچ چیزی را جا نگذاشته بود.
زن گفت: این، عینا همان است که من در دجله انداختم.
پس من و آن زن از شادی دیدن این معجزه، بسیار متعجب و خوشحال شدیم.

برگرفته از کتاب عجایب و معجزات شگفت انگیزی از امام زمان - جمعی از محققین و مولفین به سرپرستی حمید عزیزی

نوشته شده توسط آرتمیس روز:شنبه 7 دی 1387  ساعت 11:53 ب.ظ  لینك ثابت | نظرات ()
چه كسانی در هنگام ظهور زنده می‌شوند؟ - وظایف منتظران امام زمان , مهدی صاحب زمان ,

www.miadgah.orgچه كسانی در هنگام ظهور زنده می‌شوند؟


سوال:
وقتی امام زمان (عج) ظهور می‌كند چه كسانی زنده می‌شوند؟ اگر ما نباشیم امام زمان از كجا می‌فهمد كه ما طرفدار او هستیم؟


 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط آرتمیس روز:چهارشنبه 4 دی 1387  ساعت 08:38 ب.ظ  لینك ثابت | نظرات ()