تبلیغات
شمیم یار - میعادگاه عاشقان و منتظران امام زمان (عج) - گل نرگس - مهدی موعود - سفارش مؤ كّد امام زمان (عج ) به خواندن زیارت عاشورا
 

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

 

 
ویژه ها
گالری تصاویر
هدایای شمیم یار



 

سایر مطالب

:: شب قدر در نظرگاه معصومین علیهم السلام

:: موضوعی که نباید فراموش کرد: صدقه

:: نوشته اند دلم را برای خون جگری

:: گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن

:: شعر انتظار...... دوری و هجران

:: سلام ای وارث ......

:: اشعار - لعن الله علی آل سعود

:: اشعار انتظار

:: آیا حادثه مکه از علائم ظهور بود؟

:: دلم گرفته از این جمعه های تکراری

:: عقل و آخر الزمان

:: شعر انتظار : . دیده بارانی و دل کرده هوایت چه کنم؟

:: منجی آخرالزمان در دین مسیحیت

:: شعر امام زمان(عج) - مجنون عشق

:: العجل مولا...

:: انتظار امام مهدی(عج) ......

:: پیامک های انتظار

:: متن دعای فرج

:: شعر بدون نقطه در فراق حضرت مهدی(عج)

:: سند ذکر «وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» کجاست؟

:: عکس نوشته امام زمان(عج)َ

:: خاصیت دل بستن به زمانه

:: از میان اشک ها خندیده می آید کسی.....

:: دلتنگی ....

:: دلنوشته های انتظار: انصاف نیست...

:: امام زمان چه زمانی ظهور میكند؟ نشانه های ظهور (مقالات)

:: ارزوی فرج مولا..

:: حکایتی خوندنی و آموزنده(التماس دعا)

:: پیامک .....احیا

:: پیامک انتظار

صفحات وبلاگ
پایگاه های مذهبی
آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

  

رایحه شمیم یار در سایت شما

سفارش مؤ كّد امام زمان (عج ) به خواندن زیارت عاشورا - مناسبت ها ,

سیّد احمد رشتى مى گوید:
تاریخ 1280 هجرى قمرى به عزم زیارت بیت اللّه از رشت به تبریز رفتم و از آنجا مركبى كرایه كرده و روانه شدم ، در منزل اوّل سه نفر دیگر با من رفیق شدند.
در یكى از منازل بین راه خبر دادند كه قدرى زودتر روانه شویم كه منزل آینده خطرناك و مخوف است كوشش كنید كه از كاروان عقب نمانید.
از این جهت دو سه ساعت به صبح مانده راه افتادیم هنوز یك فرسخ نرفته بودیم كه هوا منقلب شد و برف باریدن گرفت به طورى كه رفقا هر كدام سرهاى خود را به پارچه پیچیدند و تند رفتند من هم هر چه كردم كه بتوانم با آنها بروم ممكن نبود سرانجام از آنها عقب ماندم و ناچار از اسب پیاده شده و در كنار راه نشسته و متحیر بودم مخصوصاً به خاطر ششصد تومان پولى كه براى هزینه سفر همراه داشتم نگرانى بیشترى داشتم .
با خود گفتم : همین جا تا صبح مى مانم و به منزل قبلى بر مى گردم و از آنجا چند نفر مستحفظ به همراه داشته خود را به قافله مى رسانم .
در این اندیشه بودم كه در برابر خود باغى دیدم كه باغبانى با بیلش برف درختان را مى ریخت تا مرا دید جلو آمد و گفت : كیستى ؟
گفتم : رفقایم رفتند و من مانده ام و راه را نمى دانم .
به زبان فارسى فرمود: نافله بخوان تا راه را پیدا كنى . من مشغول نافله شدم نماز شب تمام شد باز آمد و فرمود: نرفتى ؟

گفتم : واللّه راه را نمى دانم .
فرمود: جامعه بخوان .

من زیارت جامعه را از حفظ نداشتم و اكنون هم از حفظ ندارم از جا بلند شدم و زیارت جامعه را تماماً از حفظ خواندم .
باز آمد و فرمود: نرفتى و هنوز اینجایى ؟
بى اختیار گریه ام گرفت ، گفتم : آرى راه را نمى دانم .
فرمود: عاشورا بخوان .
زیارت عاشورا را نیز از حفظ نداشتم و اكنون هم از حفظ ندارم از جا بلند شدم و مشغول زیارت عاشورا شدم و همه اش را حتى لعن و سلام و دعاى علقمه را از حفظ خواندم .
بار سوم آمد و فرمود: نرفتى و هستى ؟
گفتم : آرى نرفتم هستم تا صبح .
فرمود: من هم اكنون تو را به قافله مى رسانم . سپس رفت و بر الاغى سوار شد و بیل خود را به دوش گرفت و آمد.
فرمود: ردیف من بر الاغ سوار شو. من هم پشت سر او سوار شدم و افسار اسبم را كشیدم ، اسب اطاعت نكرد.
فرمود: جلو اسب را به من بده . عنان اسب را به دست راست گرفت و راه افتاد. اسب در نهایت تمكین پیروى كرد.
سپس دست مباركش را بر زانوى من گذاشت و فرمود: شما چرا نافله نمى خوانید؟
نافله ، نافله ، نافله ، سه بار تكرار كرد.
آنگاه فرمود: شما چرا عاشورا نمى خوانید؟
عاشورا، عاشورا، عاشورا.
سپس فرمود: شما چرا جامعه نمى خوانید؟
جامعه ، جامعه ، جامعه .
دقت كردم دیدم در وقت پیمودن راه به نحو دایره راه طى مى كرد یك مرتبه برگشت و فرمود: اینها رفقاى شمایند كه كنار نهر آبى فرود آمده و براى نماز صبح وضو مى گیرند.
پس من از الاغ پیاده شدم و خواستم سوار اسبم شوم نتوانستم آن آقا پیاده شد و بیل را در برف فرو كرد و به من كمك كرد تا سوار شدم و سر اسب را به طرف رفقایم بر گردانید من در این هنگام با خود گفتم این شخص كى بود كه به زبان فارسى حرف مى زد و حال آنكه زبانى جز تركى و مذهبى جز عیسوى در آن نواحى نبود و چگونه با این سرعت مرا به قافله رساند؟
برگشتم پشت سر خود را نگاه كردم دیدم كسى نیست .

 

نوشته شده توسط نرگس روز:پنجشنبه 15 دی 1390  ساعت 10:24 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات ()
 برچسب ها: سفارش مؤ كّد امام زمان (عج ) به خواندن زیارت عاشورا ،